بیشتـ ـر دلــ ــ ـم میگیــ ـرد
ایـ ـن همـــ ـه آدم را توانستــ ـم
بکشـ ــانم سـ ـ ـوی خــ ـودم
جـ ــز تـ ــو
دستهایم به آرزوهایم نرسید،آنها بسیار دورند…
اما درخت سبز صبرم می گوید:
امیدی هست…
دعایی هست…
خدایی هست…
برای تو مینویسم ..
از عمق احساسم مینویسم ..
تا شاید بدانی که طپش قلبم در سینه ..
به خاطر توست .
روزی میــرسَد.
بـــی هیــــچ خَبـــَـــری.
بــا کولـــــه بــــآر تَنهـــاییـَم.
دَـر جـــاده هــای بـی انتهــــای ایـن دنیــای عَجیـــــب.
راه خــــواهم افتـــــاد.
مَـــن کـــه غَریبـــــم.
چـــه فَــــرقی دارد کجـــــای ایـــن دنیــــــا بـاشــــم.
همــه جــــای جهــــان تنهـــــایی بــــا مَـــن است ..
قـهوه دم می کنم
نصـف قاشق سیانور به فنجانت می ریزم !
لبخند که می زنی می گویم : قـهوه ات سرد شده بگذار عوضش کنم !
این کار هر شب من است
و من چند سال است که می خواهم بکشمت !
ولی لبخندت !
لبخندت !
لعنت !
دیرزمانی است که سکوت کرده ای!
عاشق این طوفان بعداز آرامشم
چیزی بنویس!
حرفی بزن!
این بار تونپرس،
تو بگو چه خبر؟
مــن
به عکس ِتــو دست میکشم ..
تـــو
بـه عـکس ِ من
دست میکشی از مــن !!!
وقتی یکـــــــی بهـــــت میــــگه از رابطـــــمون کـــــسی با خــــبــــر نشــــــــه....یعنـــــــی بمـــــو ن تو آب نمـــــــک شاید بهتـــــــــر از توام پیــــــدا شه
مخاطب خاص شماس ؟ ... سوژه خنده ی ماس !!! آررره
دوستت داشتم …
زیاد …
کمش کردی …
کمترش کردی …
بی تفاوت شدم …
لااقل دیگر مرا به نفرت نرسان
گاهی شهری را
آرام دلی را
رابطه ای را…
گاهی همه چیز را…
به هم می ریزند
این “غریبه ” های لعنتی..
صدایشان که میزنی،
گلویت را گاز میگیرند.
و آنقدر جمع میشوند در گلویت
تا نفست را بند آورند،
یا خفه ات می کنند
یا اشکت را در می آورند!!!!
واژه ها وحشی اند…
بی حس شده ام از درد !
از بغــض !
فقط گاهـی ،
خـط ِ اشکی …
میسـوزانـد صـورتـم را !!
لحــظه ی رفــتـن
ســکـوتـم عـــلامت رضـا نـبـود
مــی خـــواسـتـــم مثـــل هـمـیشـه
روی حــرفت حــرفی نیــاورم ..
تنهایــــی را ترجیـــح میدهـــم به تن هایـــی که روحشــان با دیگـــریست …
تـــو برمی گردی
و زندگی را از جایی که پاره شده
دوباره به هم می دوزیم.
در صندوقِ خاطره ها هنوز
نخ برای بخیه زدن هستـــــــــ…!
من مانده ام طنین صدایت
آرام باش و احساس گناه مکن
تو بهترین ها را به من هدیه داده ای
زیرا فروغ میگوید:
” تنها صدا است که میماند ”
فــرقی نمـی کند که
شعــر هایم را روی کاغد بنویسم
یا روی ماسه های دریــا
یا حتــی روی شیشه ی بخــار گرفته ی پنجـره !
ایــن شکوه حضور توست که به نوشته هایــم ،
اعتبــار می بخشــد !
روزهای بی تو بودن پــــــــــــــــــــــــــــر…
فکر بی تو بودن پـــــــــــــــــــــــــر…
دوست داشتن کسی جز تو پـــــــــــــــــــــر…
عشق کسی جز تو ،توی سرم پـــــــــــــــــر…
گل من فقط تو نپـــــــــــــــــــر…
تقصیر برگها نیست.
آدمها همینند!
نفس میدهی له ات میکنند…!
نظرات شما عزیزان:
.gif)
.gif)
.gif)
.gif)
.gif)
هر کس هم که می آید مسافر است و می شکند
هم نمازش را و هم دلـ ـ ـ ـ ـ ـ ـ ـ ـم را
و سپــــــس مــــیرود
برچسبها: